{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودنویس و دفتر و جام شراب

خودنویس و دفتر و جام شراب
شمع و میز چوبی و حال خراب

مینویسم قصه ی یک سرگذشت
داستان تشنگی، آب و سراب

قصه ی عشقی که فرجامی نداشت
مجرم و زندان و اعدام و طناب

نقل یک پرسش ز اعماق وجود
که هنوزم مانده، در دل، بی جواب

ماجرای خنده هنگام وداع
بی تفاوت رفتن و رنج و عذاب

کاش مهتاب شبم بودی ولی
رد شدی از ظلمتم، همچون شهاب

صبح شد، اما نخوابیدم هنوز
ساقی امشب هم بیا با من نخواب❤️
دیدگاه ها (۴)

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب ...مینوی...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط