{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب را به گردنم انداختند

طناب را به گردنم انداختند

گفتند : آخرین آرزویت ؟

گفتم : دیدن عشــقم

گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته . . .

#Mina
دیدگاه ها (۱)

http://www.wisgoon.com/pin/14113195/

سلام دوستان این دوست را لایک ودنبال کنیدکامنت بزارین حتما جب...

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفترخاطرات زندگیتو ورق میزنی ب...

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.با هق هق پشت میز آرایشم ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط