کجا افتاده ای ای دل؛ حقایق را نمی بینی؟
کجا افتاده ای ای دل؛ حقایق را نمی بینی؟
عذار لاله پر خون شد؛ شقایق را نمی بینی؟
دمار از روزگار گل برآوردند؛ ای ساقی
نشسته کنج میخانه؛ خلایق را نمی بینی؟
نه مانده ساز و آوازی نه مانده بال پروازی
زمان در آرزو گم شد؛ دقایق را نمی بینی؟
عذار لاله پر خون شد؛ شقایق را نمی بینی؟
دمار از روزگار گل برآوردند؛ ای ساقی
نشسته کنج میخانه؛ خلایق را نمی بینی؟
نه مانده ساز و آوازی نه مانده بال پروازی
زمان در آرزو گم شد؛ دقایق را نمی بینی؟
- ۲.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط