فرشته ی من
فرشته ی من
پارت ۵
از زبون ا/ت :
ب سمت اتاق خواب رفتم و لباس هامو عوض کردم . بعد از اتاقم اومدم بیرون و رفتم پیش مویچیرو .
ا/ت : بریم . . .
منو مویچیرو از خونه رفتیم بیرون . مویچیرو دستش رو توی دست من میذاره و باهم ب ی پاساژ میریم . من چند دس لباس برای مویچیرو انتخاب کردم .
ا/ت : اقای توکیتو نگاه کن این کت و شلوار خیلی شیکه .
مویچیرو : تو واقعا سلیقه ی خیلی خوبی داری .
مویچیرو اون کت و شلوار رو خرید و پوشید و باهم ب سمت ی رستوران رفتیم .
میخواستم روی ی میز بشینم ک مویچیرو جلو اومد و میز رو برای من کشید .
ا/ت : اقای توکیتو نیازی ب این کار ها نیست . . .
مویچیرو روی میز روبه رویی میشینه .
مویچیرو : ولی ادمای خوب ارزش احترام گذاشتن رو دارن .
بعد مویچیرو غذا سفارش میده .
ادامه دارد . . .
پارت ۵
از زبون ا/ت :
ب سمت اتاق خواب رفتم و لباس هامو عوض کردم . بعد از اتاقم اومدم بیرون و رفتم پیش مویچیرو .
ا/ت : بریم . . .
منو مویچیرو از خونه رفتیم بیرون . مویچیرو دستش رو توی دست من میذاره و باهم ب ی پاساژ میریم . من چند دس لباس برای مویچیرو انتخاب کردم .
ا/ت : اقای توکیتو نگاه کن این کت و شلوار خیلی شیکه .
مویچیرو : تو واقعا سلیقه ی خیلی خوبی داری .
مویچیرو اون کت و شلوار رو خرید و پوشید و باهم ب سمت ی رستوران رفتیم .
میخواستم روی ی میز بشینم ک مویچیرو جلو اومد و میز رو برای من کشید .
ا/ت : اقای توکیتو نیازی ب این کار ها نیست . . .
مویچیرو روی میز روبه رویی میشینه .
مویچیرو : ولی ادمای خوب ارزش احترام گذاشتن رو دارن .
بعد مویچیرو غذا سفارش میده .
ادامه دارد . . .
- ۴۱۲
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط