{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی من

فرشته ی من
پارت ۲

ا/ت : ولی شما . . .

مویچیرو : نگران من نباش من تا خونه همراهت میام . . .

ا/ت : باشه .

منو و اون پسر ب سرعت ب سمت خونه رفتیم و چند دقیقه بعد ب خونه رسیدیم .
بارون شدید تر شد .

مویچیرو : خونه ی تو اینجاست . . . ؟

ا/ت : اره . . .

مویچیرو : باشه . . . پس . . . فعلا . . .

ا/ت : ولی کوتتون . . .

مویچیرو : بزار باشه . . .

بعد از هم خداحافظی کردیم و اون پسر رفت .
من هم در خونه رو باز کردم و رفتم تو .
لباس هامو عوض کردم و رفتم ی چیزی بخورم . حوصله نداشتم چیزی درست کنم دوتا تخم مرغ نیمرو کردم و خوردم و بعد هم رفتم خوابیدم .

ا/ت تو ذهنش : اون پسر خیلی خوبی بود . . . هااا . . . یادم رفت اسمش رو ازش بپرسم . . . کاش بتونم دوباره ببینمش . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ‌ ‌
مویچیرو تو ذهنش : یادم رفت اسمش رو ازش بپرسم . . . بنظر دختر خوبی میومد . . . کاش بتونم دوباره ببینمش . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

روز بعد ا/ت صبح زود بیدار میشه . لباس هاشو عوض میکنه . صبحونشو میخوره و ب سمت مدرسه میره .

از زبون ا/ت

توی راه مدرسه بودم ک دیدم همون پسر هایی هستن ک همیشه منو اذیت میکنن . اونها با پسر های ی مدرسه ی دیگه درگیر شده بودند . سریع از اونجا دور شدم و از ی خیابون دیگه ب مدرسه رفتم . وارد کلاس شدم و روی نیمکتم نشستم .

ادامه دارد . . .
دیدگاه ها (۱)

فرشته ی من پارت ۳بعد از ی روز طولانی بالاخره زنگ و همه ی بچه...

درخواستی سناریو از مویچیروفرشته ی من پارت ۱از زبون ا/تتازه ز...

مویچیرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط