{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت،

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت،


میان هردو چشمم جای پایت،


از آن ترسم که غافل پا نهی تو،


نشنید خار مژگانم بپایت!
دیدگاه ها (۲)

به سر می دوم رو به خانۀ تو،که شاید بیابم نشانۀ تو،فُتاده زپا...

گر نمی دانی، بدان غم در دلِ تنگم خانه کرده،کس نکرده با دلم ک...

راز نهان دار و خَمُش! ور خَمُشی تلخ بود،آنچ جگرسوزه بود، باز...

من نمی تونم برم، اما تو هی میگی برو! آخه من کجا برم؟ هر ج...

دیگه زورم به این همه دلتنگی نمیرسه بابای مهربونمبه کجای دنیا...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط