{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت،

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت،


میان هردو چشمم جای پایت،


از آن ترسم که غافل پا نهی تو،


نشنید خار مژگانم بپایت!
دیدگاه ها (۲)

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

فراتر از خویش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط