{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

مولانا
دیدگاه ها (۱۰)

◽ ️ هزار قاصد اگر نا امید برگرددتردد دل امیدوار کم نشود#صائب...

#شاعر_خودمماه هم امشب نهان باشد همانند شماماه یک شب نیست،ماه...

مقصود از وجود عالم ملاقات دو دوست بود که روی در هم نـهنـد جه...

پیش بیا ، پیش بیا ، پیشترتا که بگویم غم دل بیشتردوست ترت دار...

چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیستچاره جوینده که کرده‌س...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط