پارت ۱۱۹
پارت ۱۱۹
رزت : چطوره؟
کیان : اوم خشمزه است
رزت : واقعا؟
کیان : آره
رزت : ممنون
کیان : یدونه دیگه بده
رزت : بیا
* یه تیک برداشتم و توی دستم خردش کردم و دستمو گرفت جلو مایک تا بخوره *
رزت : راستی اسمشو چی گذاشته بود؟
کیان : مایک
رزت : اسمش بهش بیاد
کیان : آره
رزت : هوف فردا میرم مهمونی
کیان : مگه امرور نبود
رزت : نه
کیان : آها
رزت : راستی کیان
کیان : هوم؟
رزت : هیچی ولش
کیان : بگو
رزت : من اون موجود گربه مانند و میخوام
کیان : ها؟؟؟
رزت : همون موجود گربه ای ماننده
کیان : به خدا نمیفهمم چی میگی
رزت : همون موجوده که اومدم عمارت تون تو باغتون بود
کیان : نه
رزت : یعنی چی نه
کیان : الان من باید برم یه ساعت دنبالش بگردم
رزت : هممم من میخوامش
کیان : به من چه
رزت : خو توی باغ توعه
کیان : مگه من بیکارم که توی باغ و بگردم
رزت : خودمم میام کمکت ولی میخوامش
کیان : چرا میخوایش؟
رزت : حوصلم سر میره خو منم دلم حیون خونگی مخواد
کیان : آها حسودی میکنی من پرنده دار_
رزت : تچ نه!
کیان : آاااا باشه
رزت : چطوره؟
کیان : اوم خشمزه است
رزت : واقعا؟
کیان : آره
رزت : ممنون
کیان : یدونه دیگه بده
رزت : بیا
* یه تیک برداشتم و توی دستم خردش کردم و دستمو گرفت جلو مایک تا بخوره *
رزت : راستی اسمشو چی گذاشته بود؟
کیان : مایک
رزت : اسمش بهش بیاد
کیان : آره
رزت : هوف فردا میرم مهمونی
کیان : مگه امرور نبود
رزت : نه
کیان : آها
رزت : راستی کیان
کیان : هوم؟
رزت : هیچی ولش
کیان : بگو
رزت : من اون موجود گربه مانند و میخوام
کیان : ها؟؟؟
رزت : همون موجود گربه ای ماننده
کیان : به خدا نمیفهمم چی میگی
رزت : همون موجوده که اومدم عمارت تون تو باغتون بود
کیان : نه
رزت : یعنی چی نه
کیان : الان من باید برم یه ساعت دنبالش بگردم
رزت : هممم من میخوامش
کیان : به من چه
رزت : خو توی باغ توعه
کیان : مگه من بیکارم که توی باغ و بگردم
رزت : خودمم میام کمکت ولی میخوامش
کیان : چرا میخوایش؟
رزت : حوصلم سر میره خو منم دلم حیون خونگی مخواد
کیان : آها حسودی میکنی من پرنده دار_
رزت : تچ نه!
کیان : آاااا باشه
- ۱۵۹
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط