{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب:
یجی
یجی:خیلی راه رفتیم..
دال:راه رفتیم؟*خنده*
یجی:ساکت..حقته*خنده*
دال:*خنده*
یجی:میخوای یکم استراحت کنی؟
دال:نمیدونم..
یجی:بیا..بریم سمت اون سنگ بزرگه..اونجا بشینیم
دال:باشه
*دال و یجی میشینن*
دال:راستی..از کاپیتان کشتی خواستم یکم غذا بده..میخورید؟
یجی:آره..خیلی گشنمه..
دال:*از داخل کوله پشتیش دو بسته میوه،دو بسته سالاد سزار،یک بسته سیب زمینی،دو تا آب و دو تا نوشابه،یک بسته چیپس در میاره*بفرمایید..
یجی:اینا رو از من قایم کرده بودی؟*اخم*
دال:نه بخدا
یجی:*خنده*
دال:*خنده*
یجی:دال..راستش باید ی اعترافی کنم..
دال:باشه خانم کیم..
یجی:قرار شد نگی خانم کیم..
دال:باشه یجی..
یجی:ام..من..تقریبا ی حسی بهت پیدا کردم..
دال:نمیفهمم..
یجی:خودمم نمیدونم..اما وقتی باهات حرف میزنم ی حس ارامشی دارم..نمیتونم توصیفش کنم..اما..فکر کنم عاشقت شدم..
دال:*به یجی نزدیک تر میشه*یجی..
یجی:*صورتش رو برمیگردونه*چیه؟
دال:*بوسه ای روی لب یجی میزاره*
یجی:*خجالت میکشه*
دال:بیا اینا رو بخوریم..بعدا بیشتر درموردش حرف میزنیم..
یجی:*سکوت*
دال:یجی؟
یجی:معنی این بوسه چی بود؟
دال:حس متقابل..
یجی:یعنی الان...الان ما....
دال:آره..حالا بخور..
یجی:*یکی از سالاد سزار ها رو برمیداره تا بخوره*

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁵جونگکوک:اما خجالتی بودنت...

برای شادی روح مرحوم صلواتتتتتت#طابع_قوانین_ویسگون

عشق یا نفرت؟ P⁴جونگکوک:سلام(لبخند) ا/ت:سلام(سرد) جونگکوک:بری...

چه درس جالب و قشنگی😍😂

P3🍯-خوشگلم پیتزا میخوری؟&اوم-بیا اینجا بشین قشنگم اهان خوب ب...

part7🦋{تو ماشین}& داداش -جون دلم &کجا میریم-هر جا فرشته کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط