عشق یا نفرت
عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P⁵
جونگکوک:اما خجالتی بودنت مثل قبل نیس،اون موقع فقط سرخ نمیشدی،حتی خجالت میکشیدی حرف بزنی
ا/ت:از بحث خارج نشو..
جونگکوک:(لبخند)پات پیچ خورده..
ا/ت:پس..چطوری باید راه برم؟
جونگکوک:بیا رو کولم
ا/ت:نه!(شوکه)
جونگکوک:(کیف ا/ت رو روی کولش میندازه،با ی دست ا/ت رو بغل میکنه،با دست دیگه چمدون ا/ت رو میاره)
(اون تغییر کرده،خیلی تغییر کرده،از نظر قیافه همون مرد جذاب و هیکلیه..اما چیزی که تغییر کرده هم عضله ای تر شده،هم مهربون تر شده،البته..کلی پیرسینگ زده،بهش میاد،مخصوصا اون پیرسینگ لبش)
جونگکوک:خانم محترم..اگر بوس میخواید باید 150 وون پرداخت کنید
ا/ت:چـ..چی شد؟
جونگکوک:باشه با تخفیف 130 وون..
ا/ت:(وای...دوباره فهمید،دوباره فهمید داشتم نگاهش میکردم،اب دهنم رو قورت دادم،رسیدیم سمت ماشین،چمدون رو گذاشت زمین،در رو باز کرد و من رو توی ماشین گذاشت،بعد در رو برام بست،صندوق عقب رو باز کرد و چمدون و کیفم رو گذاشت،بعد اومد نشست کنارم،فرمون رو گرفت و رگ دست هاش داشت دیوونم میکرد،لبم رو گاز گرفتم،شروع به حرکت کرد،توی کل راه ساکت بودیم،وقتی رسیدیم ویلا مامانم و زن عمو منتظرم بودن،جونگکوک برام در رو باز کرد،اروم پیاده شدم،دستم رو گرفت تا بتونم بهتر راه برم)
م.جونگکوک:سلام ا/ت(لبخند)
م.ا/ت:سلام دخترم،چقدر تغییر کردی
ا/ت:سلام..ممنون ولی من تغییری احساس نمیکنم(لبخند)
م.جونگکوک:جونگکوک؟..نمیخوای ا/ت رو ول کنی؟
جونگکوک:باشه(ا/ت رو ول میکنه که ا/ت میوفته توی بغلش)فکر نکنم بتونم ولش کنم(لبخند)
م.ا/ت:هی..چیشده پات؟
ا/ت:توی فرودگاه پیچ خورده
م.جونگکوک:جونگکوک..بنظرم ا/ت رو ببر روی مبل بشینه،من باند میارم که ببندیم
جونگکوک:باشه(ا/ت رو به سمت مبل میبره)
ادامه دارد...
(طابع قوانین ویسگون)
P⁵
جونگکوک:اما خجالتی بودنت مثل قبل نیس،اون موقع فقط سرخ نمیشدی،حتی خجالت میکشیدی حرف بزنی
ا/ت:از بحث خارج نشو..
جونگکوک:(لبخند)پات پیچ خورده..
ا/ت:پس..چطوری باید راه برم؟
جونگکوک:بیا رو کولم
ا/ت:نه!(شوکه)
جونگکوک:(کیف ا/ت رو روی کولش میندازه،با ی دست ا/ت رو بغل میکنه،با دست دیگه چمدون ا/ت رو میاره)
(اون تغییر کرده،خیلی تغییر کرده،از نظر قیافه همون مرد جذاب و هیکلیه..اما چیزی که تغییر کرده هم عضله ای تر شده،هم مهربون تر شده،البته..کلی پیرسینگ زده،بهش میاد،مخصوصا اون پیرسینگ لبش)
جونگکوک:خانم محترم..اگر بوس میخواید باید 150 وون پرداخت کنید
ا/ت:چـ..چی شد؟
جونگکوک:باشه با تخفیف 130 وون..
ا/ت:(وای...دوباره فهمید،دوباره فهمید داشتم نگاهش میکردم،اب دهنم رو قورت دادم،رسیدیم سمت ماشین،چمدون رو گذاشت زمین،در رو باز کرد و من رو توی ماشین گذاشت،بعد در رو برام بست،صندوق عقب رو باز کرد و چمدون و کیفم رو گذاشت،بعد اومد نشست کنارم،فرمون رو گرفت و رگ دست هاش داشت دیوونم میکرد،لبم رو گاز گرفتم،شروع به حرکت کرد،توی کل راه ساکت بودیم،وقتی رسیدیم ویلا مامانم و زن عمو منتظرم بودن،جونگکوک برام در رو باز کرد،اروم پیاده شدم،دستم رو گرفت تا بتونم بهتر راه برم)
م.جونگکوک:سلام ا/ت(لبخند)
م.ا/ت:سلام دخترم،چقدر تغییر کردی
ا/ت:سلام..ممنون ولی من تغییری احساس نمیکنم(لبخند)
م.جونگکوک:جونگکوک؟..نمیخوای ا/ت رو ول کنی؟
جونگکوک:باشه(ا/ت رو ول میکنه که ا/ت میوفته توی بغلش)فکر نکنم بتونم ولش کنم(لبخند)
م.ا/ت:هی..چیشده پات؟
ا/ت:توی فرودگاه پیچ خورده
م.جونگکوک:جونگکوک..بنظرم ا/ت رو ببر روی مبل بشینه،من باند میارم که ببندیم
جونگکوک:باشه(ا/ت رو به سمت مبل میبره)
ادامه دارد...
- ۱.۰k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط