شب شد
شب شد
دلم ترسید ...
مَـن دوباره ترسیدم ...
هیچ چیز
برایِ بیان حقیقت درون من
قابـل گفتن نیست . .
میترسم !
از تمام چیزهایی که
دیده ام وَ شنیده ام . . .
میترسم !
از این شب
از ایـن ادم هــا . . .
از تمام کسانی که جز من نیستند
وَ
بودنشان فقط صرف بودن است . . .
من
اینجا نیستم
روح من در تن نیست . . .
دلم ترسید ...
مَـن دوباره ترسیدم ...
هیچ چیز
برایِ بیان حقیقت درون من
قابـل گفتن نیست . .
میترسم !
از تمام چیزهایی که
دیده ام وَ شنیده ام . . .
میترسم !
از این شب
از ایـن ادم هــا . . .
از تمام کسانی که جز من نیستند
وَ
بودنشان فقط صرف بودن است . . .
من
اینجا نیستم
روح من در تن نیست . . .
- ۲۱۴
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط