{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حریق خزان بود...

حریق خزان بود...
همه برگ ها آتش سرخ، همه شاخه ها شعله زرد
درختان همه دود پیچان به تاراج باد
و برگی که می سوخت، میریخت، می مرد
دیدگاه ها (۱)

.تو از فصلِ پاییز زیباتری.من از فصلِ پاییز تنهاترم

در تمام عمریک بار خواستم دلتنگ اش نباشماول که هوا گرفته شدبع...

اخر شب ها همیشه همین شکلی استتاریک ، تنگانگاری وادارت میکند ...

به جایی رسیدم که وقتی تو آینه خودمومیبینمیه لبخند تلخ رو لبم...

خاطرات یک کوهنورد تنها

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط