ناگاه عشق، عشق نه! چیزی عجیبتر
ناگاه عشق، عشق نه! چیزی عجیبتر
چیزی شبیه زلزله، اما مهیبتر
چیزی غریب مثل نگاه کبوتران
یا مثل چشمهای تو، حتی غریبتر
تقسیم شد نگاه تو و بینصیب ماند
چشمی که نیست چشمی از او بینصیبتر
رفتم میان باغِ اساطیریِ گناه
در جستجوی میوهای از سیب، سیبتر
با دستهای سوخته بازآمدم ولی
عاشقتر و حریصتر و ناشکیبتر
اینک منم غریقِ تماشای لحظهها
با چشمی از کبوتر و باران، نجیبتر...
چیزی شبیه زلزله، اما مهیبتر
چیزی غریب مثل نگاه کبوتران
یا مثل چشمهای تو، حتی غریبتر
تقسیم شد نگاه تو و بینصیب ماند
چشمی که نیست چشمی از او بینصیبتر
رفتم میان باغِ اساطیریِ گناه
در جستجوی میوهای از سیب، سیبتر
با دستهای سوخته بازآمدم ولی
عاشقتر و حریصتر و ناشکیبتر
اینک منم غریقِ تماشای لحظهها
با چشمی از کبوتر و باران، نجیبتر...
- ۷۱.۴k
- ۱۸ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط