دلِ پاییز ندارد غم جانکاه مرا

دلِ پاییز ندارد غم جانکاه مرا
رفتنی هستم اگر باز کنی راه مرا
رفتم اما نرسیدم به تو، دریا نشدم
ماندی اما نرساندی به خدا آهِ مرا
تو فقط پلک بزن، کار تو جاری‌شدن است
بغض اگر هست، فشرده‌ست گلوگاه مرا
باز هم پلک بزن، چشم تو لحنش آبی‌ست
نقل کن در همه‌جا قصه‌ی کوتاه مرا
خاطرم نیست به چشم تو چه شعری زیباست
کمی آواز بخوان گریه‌ی دلخواه مرا
شب خوبی‌ست، هوا طعم قشنگی دارد
نِی بزن باز که بدمست کنی ماه مرا...
دیدگاه ها (۴۴)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

Cold melody part 5ساعت هنوز هشت صبح نشده بود که با صدای آلار...

### پارت نهم: «دیدار در تاریکی مطلق»ساعت از دوازده شب گذشته ...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

چند پارتی بازی ممنوع

# قولی_که_شکست### پارت ۱صدای آرام و آشنای مادرش، سکوت اتاق ر...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت چهاردهم: جواب بده، جونگ‌کوکباران رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط