برایم ناز میکرد انکه روزی دلبرم شد
برایم ناز میکرد انکه روزی دلبرم شد
همه بودند اما او برایم محترم شد
نمیدیدم کسی را غیر از او در عالم عشق
که میگفت هر چه را از عشق و رویا باورم شد
بجای عشق ، غم شد سهم احساسم به دنیا
مرا ازرده خاطر کرد چون همبسترم شد
تو ای خو کرده با بیگانگان ای بی وفا جان
بیا بنگر به دور از تو چه خاکی بر سرم شد
دلم تنها و غمگین شد از ان روزی که رفتی
و این شعری که گفتم شعر روز اخرم شد
همه بودند اما او برایم محترم شد
نمیدیدم کسی را غیر از او در عالم عشق
که میگفت هر چه را از عشق و رویا باورم شد
بجای عشق ، غم شد سهم احساسم به دنیا
مرا ازرده خاطر کرد چون همبسترم شد
تو ای خو کرده با بیگانگان ای بی وفا جان
بیا بنگر به دور از تو چه خاکی بر سرم شد
دلم تنها و غمگین شد از ان روزی که رفتی
و این شعری که گفتم شعر روز اخرم شد
- ۲.۳k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط