{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خط به خطش را اگرچه پینه ها پوشانده است

خط به خطش را اگرچه پینه ها پوشانده است
بازهم دیدیم دنیا دستمان راخوانده است
هرچه درسم داده من هم امتحان پس داده ام
این نفسها هرچه دنیاداده برگردانده است!
حاصل با دوست بودن زخم بود و بعد از این
سهم تنهایی ست از من هرچه باقی مانده است
سنگدل دریاست یا ساحل؟ که دست دوستی
هرچه دریا پیش آورده ست ساحل رانده است
شاه هم بودی بترس از ترس رعیت ها که گاه
شاه خنجر میخورد از آنکه خود ترسانده است
پیش هرکس سفره ی دل را نباید بازکرد
هرچه برما رفته است ازاین دل وامانده است
دیدگاه ها (۸۶)

‍ برایم ناز میکرد انکه روزی دلبرم شد همه بودند اما او برایم ...

‍ ‍ آمدم تا حرف دل را با تو گویم...بی خیال اندکی از تو محبت...

دلِ پاییز ندارد غم جانکاه مرارفتنی هستم اگر باز کنی راه مرار...

یڪ بار دیگر آمدے ... اینجا رسیدےیڪ بار دیگر آمدے اما ... پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط