پارت جدید بخورید💖
پارت جدید بخورید💖
پارت دهم
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: احساس کردم یه چیز نرم مثل عروسک پشمالو بغلمه انقدر نرم بود محکم تر بغلش کردم که یه لحظه به خودم اومدم چی عروسک پیشمالو با سریع با تعجب چشمام رو باز کردم.....
سونیک احساس کردم یه چیزی بغلم کرد چقدر گرم بود منم بغلش کردم که به خودم اومدم چی کی پیشمه چشمام رو سریع با تعجب باز کردم....
هم زمان<<
شدو؛ سونیک؟😳
سونیک: شدو؟😳
سونیک: ما بغل هم چیکار میکنیم دیشب چه اتفاقی افتاد؟
شدو: سونیک فکر کنم بدونم تو دست منو گرفتی نزاشتی برم منم مجبور شدم پیشت بخوابم ببخشید🥲🍅
سونیک: ام... اشکال نداره😊😅🍅
سیلور: داشتم با امی حرف میزدم و میخندیدم که ساعت رو نگاه کردم سونیک و شدو نیومدن بزار برم بیدارشون کنم امی عزیزم من بر میگردم
امی: باشه عشقم برو
سیلور: رفتم در رو باز کردم که....
شدو: در باز شد و دیدم سیلور بود خجالت کشیدم آخه تو این وضعیت بودیم ام...
سونیک: سیلور اون طوری که فکر میکنی نیست
سیلور: باشه کاری ندارم فقط فکر کردم خواب بودین اومدم بیدارتون کنم که با این وضعیت مواجه شدم خدایا چرا من من از دست شما دوتا چیکار کنم پیرم کردین
سونیک: بلند شدم سیلور بین اون طوری که فکر میکنی نیست من دیشب خیلی خسته بودم و نمیدونم چه اتفاقی افتاد و بیدار شدم با این صحنه مواجه شدم و ما فقط دوتا دوستیم نمیدونم شدو بیدار بوده یا نه ولی فکر کنم بتونه برات توضیح بده
شدو: اره میتونم سیلور من و سونیک خیلی خسته بودیم چون تا دیر وقت بیدار بودیم سونیک خوابش برد من گذاشتش رو تخت و اون دستم رو گرفت گفت مامان از پیشم نرو منم خیلی خسته بودم و برای همین روی تخت دراز کشیدم خوابم برد و دقیقا مطمئنم از خستگی زیاد حواسم نبوده و بیدار شدم که این صحنه رو دیدم
سیلور: او اوکی امیدوارم دیگه از این اتفاق ها براتون نیوفته حالا بیاد بریم که نیم ساعت دیگه کلاس شروع میشه تا اون موقع صبحونه بخورید
سونیک: بریم چون منم گشنمه ولی اول آماده میشیم بعد میریم
شدو: اره منم خیلی گشنمه
سیلور: پس بیرون منتظرم
شدو و سونیک: باشه ، اوکی
شدو: آماده شدم
سونیک: منم بریم و کلی خندیدم که بچه ها رو دیدم نگاهمون میکنن
شدو: سونیک واقعا چرت و پرت میگفت ولی خندم میگرفت خیلی با نمک بود که حواسم رفت به بچه ها که مارو نگاه میکنن
سونیک: چیزی شده
شدو: به سیلور نگاه کردم با علامت صورت نشون داد من چیزی نگفتم
روژ :سونیک شدو چرا انقدر با هم میگردین و شدو تو که با هیچکس صمیمی نبودی حتی من حالا چی شده با یه نفر انقدر صمیمی شدی
امی: فقط یه چیز ممکن میتونه باشه اینکه حدس من و روژ درست بوده باشه
تیلز: میتونه هم درست باشه هم اشتباه باشه
ناکلز: من که میگم سر این کار داغونشون کنیم
سیلور: نه ناکلز ما همچین کاری نمیکنیم
سونیک: وایسا شدو تو روژ رو میشناسی چون امسال اصلا با روژ یه کلمه هم حرف نزدی و شما ها دارین در مورد چی حرف میزنید
شدو: من و روژ قبلا هم کلاسی بودیم البته تو یه مدرسه دیگه حالت بگذریم دارین درمورد چی حرف میزنید
سیلور: هیچی بچه ها فکر میکنن خوب.... شما دوتا به هم علاقه دارین ولی به هم نمیگین و صمیمی هستین
سونیک: چییییییی چی دارین میگین وای خدای من چقدر بی شعورین
شدو: این دفعه باهات موافقم اینا واقعا بیشعورن ما فقط دوستیم و هیچ حسی به هم نداریم
روژ: پس چرا انقدر صمیمی هستین
شدو: سونیک باحاله و ما هردو همو درک میکنیم و مثل تو نیست که فقط میخوای حرف خودت رو بزنی و یه خورده خود شیفته هستی سونیک نظر بقیه براش مهم هستن و به احساساتشون اهمیت میده
امی: در گوش سیلور سیلور عزیزم ببخشید ولی باید با بچه ها نقشه بریزیم که بفهمن این دوتا مشنگ همو دوست دارن
سیلور: در گوشش اره عشقم موافقم سونیک شدو غذاتون رو بخورین ما میریم بیرون کار داریم
امی: در حال توضیح دادن خوب فهمیدید
همه: اره
سیلور: پس زنگ آخر منتظر بمونید من خبرشون میکنم
همه: باشه...
خوب دوستان عاشقتون هستم فردا پارت بعد رو میزارم البته اگه این پارت زیاد بازدید بخوره و طرفدار برای پارت بعد زیاد داشته باشه چون پارت یازدهم هست و میخوام یه کوچولو حرصتون رو در بیارم تا دیونتون کنم ولی با این حال عاشقتونم خوشملا خیلی عشقین که بهم انرژی میدید برای پارت بعد واقعا عاشقتونم مخصوصا کسایی که خیلی به پیچشون سر میزنم چون حمایتم میکنن و البته منم عاشق پیچ شماها و اونا بیشتر هستم و مخصوصا سونادو فنا و سونیک و شدو فنا اصلا کل مجموعه سونیک رو عاشقشونم ولی فرقی نیست همتون عالی هستین فقط من سونادو فنم عاشقتونم امیدوارم تا اخر داستانم سکته رو بزنید عاشقتونم❤️🔥💖
تا بعد رفقا💖
پارت دهم
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: احساس کردم یه چیز نرم مثل عروسک پشمالو بغلمه انقدر نرم بود محکم تر بغلش کردم که یه لحظه به خودم اومدم چی عروسک پیشمالو با سریع با تعجب چشمام رو باز کردم.....
سونیک احساس کردم یه چیزی بغلم کرد چقدر گرم بود منم بغلش کردم که به خودم اومدم چی کی پیشمه چشمام رو سریع با تعجب باز کردم....
هم زمان<<
شدو؛ سونیک؟😳
سونیک: شدو؟😳
سونیک: ما بغل هم چیکار میکنیم دیشب چه اتفاقی افتاد؟
شدو: سونیک فکر کنم بدونم تو دست منو گرفتی نزاشتی برم منم مجبور شدم پیشت بخوابم ببخشید🥲🍅
سونیک: ام... اشکال نداره😊😅🍅
سیلور: داشتم با امی حرف میزدم و میخندیدم که ساعت رو نگاه کردم سونیک و شدو نیومدن بزار برم بیدارشون کنم امی عزیزم من بر میگردم
امی: باشه عشقم برو
سیلور: رفتم در رو باز کردم که....
شدو: در باز شد و دیدم سیلور بود خجالت کشیدم آخه تو این وضعیت بودیم ام...
سونیک: سیلور اون طوری که فکر میکنی نیست
سیلور: باشه کاری ندارم فقط فکر کردم خواب بودین اومدم بیدارتون کنم که با این وضعیت مواجه شدم خدایا چرا من من از دست شما دوتا چیکار کنم پیرم کردین
سونیک: بلند شدم سیلور بین اون طوری که فکر میکنی نیست من دیشب خیلی خسته بودم و نمیدونم چه اتفاقی افتاد و بیدار شدم با این صحنه مواجه شدم و ما فقط دوتا دوستیم نمیدونم شدو بیدار بوده یا نه ولی فکر کنم بتونه برات توضیح بده
شدو: اره میتونم سیلور من و سونیک خیلی خسته بودیم چون تا دیر وقت بیدار بودیم سونیک خوابش برد من گذاشتش رو تخت و اون دستم رو گرفت گفت مامان از پیشم نرو منم خیلی خسته بودم و برای همین روی تخت دراز کشیدم خوابم برد و دقیقا مطمئنم از خستگی زیاد حواسم نبوده و بیدار شدم که این صحنه رو دیدم
سیلور: او اوکی امیدوارم دیگه از این اتفاق ها براتون نیوفته حالا بیاد بریم که نیم ساعت دیگه کلاس شروع میشه تا اون موقع صبحونه بخورید
سونیک: بریم چون منم گشنمه ولی اول آماده میشیم بعد میریم
شدو: اره منم خیلی گشنمه
سیلور: پس بیرون منتظرم
شدو و سونیک: باشه ، اوکی
شدو: آماده شدم
سونیک: منم بریم و کلی خندیدم که بچه ها رو دیدم نگاهمون میکنن
شدو: سونیک واقعا چرت و پرت میگفت ولی خندم میگرفت خیلی با نمک بود که حواسم رفت به بچه ها که مارو نگاه میکنن
سونیک: چیزی شده
شدو: به سیلور نگاه کردم با علامت صورت نشون داد من چیزی نگفتم
روژ :سونیک شدو چرا انقدر با هم میگردین و شدو تو که با هیچکس صمیمی نبودی حتی من حالا چی شده با یه نفر انقدر صمیمی شدی
امی: فقط یه چیز ممکن میتونه باشه اینکه حدس من و روژ درست بوده باشه
تیلز: میتونه هم درست باشه هم اشتباه باشه
ناکلز: من که میگم سر این کار داغونشون کنیم
سیلور: نه ناکلز ما همچین کاری نمیکنیم
سونیک: وایسا شدو تو روژ رو میشناسی چون امسال اصلا با روژ یه کلمه هم حرف نزدی و شما ها دارین در مورد چی حرف میزنید
شدو: من و روژ قبلا هم کلاسی بودیم البته تو یه مدرسه دیگه حالت بگذریم دارین درمورد چی حرف میزنید
سیلور: هیچی بچه ها فکر میکنن خوب.... شما دوتا به هم علاقه دارین ولی به هم نمیگین و صمیمی هستین
سونیک: چییییییی چی دارین میگین وای خدای من چقدر بی شعورین
شدو: این دفعه باهات موافقم اینا واقعا بیشعورن ما فقط دوستیم و هیچ حسی به هم نداریم
روژ: پس چرا انقدر صمیمی هستین
شدو: سونیک باحاله و ما هردو همو درک میکنیم و مثل تو نیست که فقط میخوای حرف خودت رو بزنی و یه خورده خود شیفته هستی سونیک نظر بقیه براش مهم هستن و به احساساتشون اهمیت میده
امی: در گوش سیلور سیلور عزیزم ببخشید ولی باید با بچه ها نقشه بریزیم که بفهمن این دوتا مشنگ همو دوست دارن
سیلور: در گوشش اره عشقم موافقم سونیک شدو غذاتون رو بخورین ما میریم بیرون کار داریم
امی: در حال توضیح دادن خوب فهمیدید
همه: اره
سیلور: پس زنگ آخر منتظر بمونید من خبرشون میکنم
همه: باشه...
خوب دوستان عاشقتون هستم فردا پارت بعد رو میزارم البته اگه این پارت زیاد بازدید بخوره و طرفدار برای پارت بعد زیاد داشته باشه چون پارت یازدهم هست و میخوام یه کوچولو حرصتون رو در بیارم تا دیونتون کنم ولی با این حال عاشقتونم خوشملا خیلی عشقین که بهم انرژی میدید برای پارت بعد واقعا عاشقتونم مخصوصا کسایی که خیلی به پیچشون سر میزنم چون حمایتم میکنن و البته منم عاشق پیچ شماها و اونا بیشتر هستم و مخصوصا سونادو فنا و سونیک و شدو فنا اصلا کل مجموعه سونیک رو عاشقشونم ولی فرقی نیست همتون عالی هستین فقط من سونادو فنم عاشقتونم امیدوارم تا اخر داستانم سکته رو بزنید عاشقتونم❤️🔥💖
تا بعد رفقا💖
- ۱۱۲
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط