{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات و تودوروکی پارت

ا~ت و تودوروکی پارت ۲۵
ا~ت « و بدتر اینکه ...... اون با تبهکاراس »

ایزاوا سنسه « یعنی اون بیش از حد خطرناک شده  ...... از این ب بعد هیشکی از خوابگاه بیرون نمیره »

{ا~ت که با حالتی غمگین ب پایین خیره میمونه}

{و شوتو هم انگار ک بهش ربطی نداره و براش مهم نیس با حالتی عادی ب پنجره خیره میشه}

ایزاوا سنسه « بیاین بریم بیرون »

{ا~ت از روی مبل پا میشه و حرکت میکنه شوتو هم ک ب لبه ی تکیه داده بود پشت دنبال ا~ت میره}

ایزاوا سنسه « بچه ها میخوام یچیز مهمی رو بگم از این ب بعد هیچکس بدون اجازه ی از خوابگاه بیرون نمیره »

بچه « چرا ....... »

ایزاوا سنسه « ب شما ربطی نداره »

دکو « ولی اراراکا سان بیرونه و کاچانم  ...... »

[بزار بگم یدفعه خشمگین شدی برای اراراکا ولی بعد ک باکوگو اومد خوشال ارع توبه کن دختر این همه نفرت از کجا میاد ادم باش]
دیدگاه ها (۸)

فرصتی دیگر پارت ۱۵®ساعت ۵ کنار ساحل® باکوگو « ببین ساحل چ تم...

فرصتی دیگر پارت ۱۶ایکو « کجا میریم کاچان »باکوگو « میرم ب  ....

ا~ت و تودوروکی پارت ۲۴ا~ت « ایزاوا سنسه میگم میشه یکم باهم خ...

فرصتی دیگر پارت ۱۴باکوگو « اههه اون نفله ای کاش بتونم توی رو...

ا~ت و شوتو پارت اخرشوتو ا~ت را هل داد و دورش را اتیش زد اما ...

#p1:بوسه ای برای شروع دوبارهپدر ا/ت.وپدر جونگ کوک یکی از بزر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط