{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم رشت دوستان

رفتم رشت دوستان
و رفتم سالنی که هستی توش کار میکنه
هستی رو دیدم بعد گفت تو همونی هستی که ارسلانو دیدی واسه تولدشم اومدی
گفت اره
بعد گفت بهتره که اردیارو از ذهنتون بیرون کنید چون ارسلانم دوست نداره راجب به دیانا صحبت کنید
منم گفتم که تو نمیتونی طوریکه دیانا واسش مهربونی کرد کنی گفت چرا میتونم گفتم پس موقعی که کافه ارسلان پلمپ شد کدوم جهنم دره ای بودی
گفت اونموقعه منو ارسلان باهم اشنا نشده بودیم
بعد گفتم نخیر اشنا شده بودین تو تو قبرستونت مرده بودی
گفتم منو بقیه فن پیجا تصمیم گرفتیم یکم پول رو هم بزاریم واست یه چنددست لباس بخریم
گفت که چقدر مهربونین
گفتم چون همش لباسای ارسلان و سهیل رو نپوشی چون اصلا بهت نمیاد و به تنها کسی که میومد دیاناعه گفتم هواست باشه تازه به دوران رسیده
هستی پشماش ریخته بود بچه ها اینو گفتم اومدم بیرون
😂😂اخ که چقدر راحت شدم
دیدگاه ها (۲۶)

استوری جدید ارسیطوریکه توی اسلاید اول لبشو گاز میگیره ادم دو...

سلام اردیایی های من خوبیداز دیروز که رفتم رشت یه سبکی خاصی ا...

دوستان دارم میرم رشت واسه پاره کردن غورباغه

پست دیاناای خدا بچم

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝4بورام هم از بالای نرده های اتاق بهش خی...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط