رمان بغلی

رمان بغلی

پارت ۲۱۵و۲۱۶

.....حال .......
ارسلان: چیشد پس
_:یکم تحمل کن ارسلان با عجله نمیشه
ارسلان: دلم میخواست چیزی بگم اما .....
دیانا: حالت تهوع هام دیوونه ام کرده بود ار دیشب تا الان یک ساعت چشم روی هم نذاشتع بودم از صبح از اتاق بیرون نرفته بودم دیگه چیزی تو معدم نمونده بود خسته شده بودم دستم و روشکمم گذاشتم و به خیالم با کودکم صحبت کردم قربونت برم چرا همچی پس میزنی قشنگم مامان و اذیت نکن خسته ام قربونت برم انگار متوجه حرف هام شده بود چون دیگر معدم نمیجوشید
المیرا: عه وا بیدار شدی محکم به صورتم کوبیدم دیانا چرا رنگ به صورتت نیست
دیانا: بی حوصله سر تکون دادم
المیرا: دیانا بهت گفتم که عزیزم قربونت برم گفتم....
دیانا: نذاشتم ادامه بده با بغض گفتم اگر میخوای درمورد نگر نداشتنش حرف بزنی زخم نزن رو زخمم المیرا
المیرا: دستی به صورتش که کمی جون گرفته بود کشیدم عزیزم من خوب دلم نمیخواد تو اذیت بشی قشنگم تو مثل خواهرم منی
دیانا: با بغض ادامه دادم اگر میخوای مرحم باشی رو زخمم از نبودن بچم حرف نزن اون وجود منه زندگی منه میخوام حداقل وقتی ارسلان نیست بچه اش پیشم باشه
المیرا: باشه عزیزم غلط کردم گفتم باشه الان خوبی
دیانا: لیوان و از دستش گرفتم و سر کشیدم
المیرا: آنقدر خودتو اذیت نکن عزیزم باشه استراحت کن
دیانا: عکس عروسیمون و بغل کردم خوابم برد
.........
ارسلان: خانم کوچولو
دیانا: ار.. س.لا..ن
ارسلان: جانم عزیزم
دیانا: ا..ر..سلا..نم
ارسلان: جانم خانومم خوبی
دیانا: باورم نمیشد بدون پلک اشکم ریخت به سمتش رفتم که محکم تو آ.وش گرفتم با صدای بلند گریه کردم که محکم تر منو به خودش فشرد
ارسلان: جانم عزیزم قربونت برم ببخشید
دیانا: دستش روی شکمم نشست اما یهو............
دیدگاه ها (۱)

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۴خندیدم و دستمو سمت موهاش بر...

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_11 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄غری...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط