{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک کرده ام

کوک کرده ام


چشم هایم را


برای لحظه ی آمدنت !! می ترسم


این عقربه های لعنتی


باهم تبانی کنند


و


آنقدر برخلاف آرزوهایم بچرخند


که تو یادت برود


فصل رسیدن است


که باید بیایی!!!!!!!!
دیدگاه ها (۶)

دوستت دارمدیگر با خون من عجین شده اییتو همانی نفستو را ها می...

دلـم که برایت تنگ می شـودمی گیـردفریاد می کشـدمی تپـدو باز ت...

ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟــــﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿــــﻨﯽ ...ﮐﺎﺳﻪ ﺻﺒﺮت ﻟــــــــﺒﺮﯾﺰ .....

بخشیدمتهمان روزی که تنهایم گذاشتیهمان روزی که فهمیدمدیگر خست...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۳: پناهگاه تاریکجونگ‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط