{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر گه که شبی خود را در میکده اندازیم

هر گَه که شبی خود را در میکده اندازیم
صد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم

آن سر که بود در می وان راز که گوید نِی
ما مونس آن سریم ما محرم آن رازیم

هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم
هر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم

زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور
ما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم

گر حکم کند سلطان کین باده براندازند
او باده براندازد ما بنک براندازیم

آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند
ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم

بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون
بزمی دگر افروزیم عیشی دگر آغازیم

# عبید زاکانی
دیدگاه ها (۱۲)

🍁 چراغِ پُر نور ضروری نیست.برای زندگی در غرابت و شگفتیشمعی ...

آمد اما در نگاهش، آن نوازش‌ها نبودچشم خواب‌آلوده‌اش را، مستی...

من کـه در تُنـگ بـرای تــو تـمـاشـا دارمبـا چـه رویی بنـویـس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط