{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنگ صبورش نبودم!!!

سنگ صبورش نبودم!!!
این را وقتی فهمیدم
که درد و دلش را به غریبه ها میگفت
امابه من که میرسید،
حرف هایش ته میکشید.
دیدگاه ها (۱)

یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی نگاهی ب...

خواهشاً جانِ دلمامشبی مرحمتی کن بگذاردلِ ناآرامم لحظه ای ثان...

خواهشا لطفی کنُچند ساعتی از ذهن من بیرون برودرسهایم را نخوان...

همیشه یجوری بام رفتار میکنی انگار سیلی خوردم ازت...من کل این...

آدم دلش گرم می‌شود وقتی بدانددر اوجِ غصه‌هایش، کسی هست که غص...

گوشیه لیا زنگ خورد جواب داد از حرفاشون می‌فهمیدم داره با کی ...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط