سُپور صبح مرا دید
سُپور صبح مرا دید
که گیسوان درهم و خیسم را
ز پلکان رود میآوردم
سپیده ناپیدا بود
□
دوباره آمده ام
از انتهای درّه ی سیب
و پلّکان رفته ی رود
و نفس پرسه زدن اینست
رفتن
گشتن
برگشتن
دیدن
دوباره دیدن
رفتن به راه میپیوندد
ماندن به رکود
در کوچه های اوّل حرکت
دست قدیم عادل را
بر شانه ی چپ خود دیدم
و بوسیدم
و عطر بوسه مرا در پی خواهد برد
که گیسوان درهم و خیسم را
ز پلکان رود میآوردم
سپیده ناپیدا بود
□
دوباره آمده ام
از انتهای درّه ی سیب
و پلّکان رفته ی رود
و نفس پرسه زدن اینست
رفتن
گشتن
برگشتن
دیدن
دوباره دیدن
رفتن به راه میپیوندد
ماندن به رکود
در کوچه های اوّل حرکت
دست قدیم عادل را
بر شانه ی چپ خود دیدم
و بوسیدم
و عطر بوسه مرا در پی خواهد برد
- ۲۴۹
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط