{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوابیده بودم!کابوس میدیدم،بلندشدم تابه اغوش کسی پناه ببرم

خوابیده بودم!کابوس میدیدم،بلندشدم تابه اغوش کسی پناه ببرم، افسوس یادم رفته بود که ازبی کسی به خواب پناه برده بودم.
دیدگاه ها (۴)

هرروز تکراریست،
صبح هم ماجرای ساده ایست!
گنجشک ها بیخودی شلو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part56و بدون هیچ حرفی از اتاق خارج شدروی بالش...

🌙✨ شب‌بخیر ✨🌙امشب هم روزی دیگر به پایان رسید؛ روزی که پر بود...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part40ی عادت بدی داشتم اونم باز گذاشتم در بود...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

سناریو جدید

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت ۷۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط