{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
پارت ۳
معلم و مدیر اومدن مدیر گفت وسایلمون رو جمع کنیم و بریم .
^ کوک من میترسم
- نباید نقشمون لو بره پس نباید استرس داشته باشیم
^ باشه
رفتیم سوار ماشین شدیم
- سلام
^ سلام
+ سلام بچه ها خب گشنتونه
^ نه
- یکم
+ جیمین خجالت نکش
^ من یه لحظه میتونم با کوک برم پیش استاد تاریخمون
+ باشه ولی زود بیاید
با جیمین رفتیم جلوی دفتر. در زدیم و وارد شدیم
^ سلام
- سلام
= سلام بچه ها چیزی شده
^ یونگی شماره
= بیا
^ شماره جین ونام رو نگرفتیم
- توکه نبودی من گرفتم . بریم که الان ته کلمون رو میکنه
^ بریم یونگی بای
- جناب مین خدا نگهدار
= خدا حافظ
اومدیم بیرون و دوباره سوار ماشین شدیم
+ خب الان میریم رستوران شما دوتا یه چیزی بخورید تا بریم خرید
-^ اوکی
تهیونگ ماشین رو روشن کرد و راه افتادیم. رسیدیم به یه رستوران . رفتیم داخل یه رستوران خیلی گرون بود. رفتیم سر میز ۳ نفره نشستیم.
+ خب چی می‌خورید
- ^ رامیون با توکبوکی
+ باشه
ته سفارشا رو داد .
- تهیونگ میشه یه چیزی بگم
+ بگو
- میشه من بت دوستام فردا و پس فردا برم بیرون
+ برو فقط یادت باشه کارتمو برداری
- اوهوم
به جین پیام دادم .
- جین اوکیه کارتشو میده
× حله فردا ساعت ۹ حاضر باشید با جیمین
- نام هم میاد
× آره
گوشیو گذاشتم کنار که غذا رو آوردن و شروع کردم به خوردن
- ممنونم ته
^ ممنونم جناب کیم
- وایسا ببینم الان ساعت ۴ هست و ما ساعت ۶ باید جایی باشیم
+ خب بریم من میرم حساب کنم شما برین داخل ماشین
-^ باشه
دیدگاه ها (۰)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۴رفتیم داخل ماشین که تهیونگ ۳مین...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۵ - این اینجا چیکار میکنه × کی م...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۲خودشو معرفی کرد = خب دوتا انتقا...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲ پارت ۱ویو کوک الان دو روزه از ملاقات...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۵+ کوک میخوای بیای روی پام - نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط