{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی اختیار

بی اختیار
دستهایش راگرفتم!
ضربانم تندتر از همیشه میزد
جور دیگری نگاهم کرد
به گمانم
به دنیا آمده بود
که ویران کند
بنیان مرا ...

#فرشید_عسکری
دیدگاه ها (۰)

مرا سرمه ڪنبه چشمهایتبگذار ببینمت نگاهت کنمبوسه بارانبنوشمت....

قامت زیبای چون سروت نمایان گر شودمثل یک آهو تو را محکم بگ...

دلم که تنگ می شود سراغ خاطره ها نمی روم. سراغ شعر های حافظ ه...

آدم‌خوبای روزای بد،آدم‌خوبای همه‌ی عمرند...

آتشی زیر خاکستر پارت ۱

فیک یک روز با بی تی اس پارت اول ویو رونا ( خودم ) کوچه (باغ ...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 58 لب‌های ولا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط