{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

×××

×××

یه سری حرفـــــــا هست که دلـــت میخواد بالا بیاریشون...
ولی مجبـــــوری بزاری تو دلـــــت بمونه...
به جاش بغض میــشه تو گلــــــوت..
اشـــک میشه تو چشـــــــــات..
درد میشه تو ســــــرت..
همین حرفا اخر یه روز نابودت میکنه..............................................................
دیدگاه ها (۴)

آدمهایی هستند که خوبند ،خوب بودن به خوردشان رفته ، آمده اند ...

غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدیبا من به جمع مردم تنها خوش آ...

زندگیست دیگر!همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست،همه سازهایش کوک ...

هر اشکی که ریخته شد ...!!!خاطره ای بود که باطل شد...!!!!پاکن...

پارت ۴ یذره کوتاهه

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

به ادیت دقت نکید🙏عای خوب عم این چیز اوسی دخترمه یه بیو ازش ب...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

My professor Chapter:2Part:75جونگ‌کوک:اونوقت تو به جای اینکه...

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط