{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات شهدا

خاطرات شهدا

نماز جماعت

گفت: من تندتر میرم، شما پشت سرم بیاین.. تعجب کرده بودیم، سابقه نداشت بیش تر از صدکیلومتر سرعت بگیرد..
غروب نشده، رسیدیم گیلان غرب! جلوی مسجد ایستاد. نماز که خواندیم، داشتیم تند تند پوتین هامان را میبستیم که زود راه بیوفتیم..
گفت: کجا با این عجله!؟ میخواستیم به نماز جماعت برسیم که رسیدیم...

#شهید_مهدی_باکری
دیدگاه ها (۱)

خلیج فارس یادآور ، اقتدار ، شوکت و امید ایران و ایرانی و میر...

شهادت امام موسی کاظم(ع) را تسلیت میگویم به... همه بزرگوارانی...

خوش به حال شهدا وقتی خواستن جون بدن دردی حس نکردنو غرق در رف...

اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهمبسم الله الرحمن الرحیمپی...

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده...

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده...

بهمان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده ...

خاطره ای قشنگ از سردار شهید مهدی باکریبه مان گفت « من تند تر...

♥️•﷽•♥️چه کسانی شهید شدند؟شهید شناسی👉سبک زندگی مسئولین دهه ش...

casino2-7

پدر جانباز عزیزم روحت شاد و یادت گرامی مجروحیت در عملیات وال...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | ای شهی...

#نصرالله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط