{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

👤 سعدی
دیدگاه ها (۲)

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصلمن از افسون چشمت مست و ...

هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشقکاینهمه گفتند و آخر نی...

دریاب دمی صحبت یاری که دگربارچون رفت نیاید به کمند آن دم و س...

دارم امید عاطفتی از جناب دوستکردم جنایتی و امیدم به عفو اوست...

گر ما مقصریم تو بسیار رحمتیعذری که می‌رود به امید وفای توست#...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

متن خاص ...

🌸🕊🕊.غزل شیرین حضرت سخن ، سعدی خوانش زیبای دکتر رشید کاکاوند ...

گر برود به هر قدم در ره دیدنت سریمن نه حریف رفتنم از در تو ب...

تو بمان در بَر من مَحرم اسرارم باش ؛گر بگویند گناه است ، گنا...

_lهر گاه تورا دیدم گفتم « گر زِ چشمانت بگویم شهر بی پایان شو...

گر ز چشمانت بگويم شعر بی‌پايان شودگر ز موهايت بگويم رازِ شب ...

آن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا می‌طلبم تا به سرم بازآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط