شعر باران

🌧شعر (باران)

باغ دلش گرفته بود،
داروگ آواز سرداد،
باد هویی کشید،
تکه های ابری،
روی آسمان را سیاه کرد...

🖊نسترن صمدپور #شعر_نو
#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۱)

بادبارانبرف...هنوز هم،خط تو،یادم هست.🖌نسترن صمدپور #داستانک...

❄️من،شبیه نفس های آخر امید،آرام و بی صدا و خسته بال،غروب می ...

🌵کاکتوس می داند،آخرین خار که از قلبش بیرون برود،گل خواهد داد...

“گردنِ جمعه نیندازید” ..این درد‌هایی را که انبار کرده‌اید رو...

بعد از درد آن شب ✭ Wylder ✭در پایان....سه هفته گذشته بود. ش...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

تاریکی در روز#PART_3 روی تخت نشست، شروع به اسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط