{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من جای کسی بود که دلبند نداشت

دل من جای کسی بود که دلبند نداشت
دل من کاری به آنچه همه کردند نداشت

مثل یک کودک ِ غمگینِ به دور از مادر
دل من فاجعه بود، طاقت لبخند نداشت

قلب تو جای کسی بود که در دنیایش
فکر شاعر شدن و روح هنرمند نداشت

این محال است که پایان دهم این دوری را
گِلِه کن ، حوصله کن، فایده هر چند نداشت

عشق تو مثل دروغی است که در اثباتش
دل ِ دلسنگ ِ تو باز میل به سوگند نداشت

قلب تو ، عشق تو آنگونه به قلبم میدوخت
که زمین هم به خدا کَس به تو مانند نداشت

تو که رفتی ، همه ی عمر در آتش سوختم
بعد تو این پسرک روز ِ خوشایند نداشت
دیدگاه ها (۲)

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا...

کیستی در دل شب نام تو نجوای من است؟نیستی و همه شب عشق، تمنّا...

عاشقم، بی کینه اماما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو می...

‌ امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط