چند پارتی P
چند پارتی P6
نمیزاری حرفشو تموم کنه و صورتشو با دوتا دستات میگیری و لباشو میبوسی، از خوشحالی اشک میریختی و با ولع لباشو میبوسیدی اون اولش خشکش زد ولی بعدش همراهی کرد و ادامهش داد و وقتی جفتتون نفس کم آوردید تو رو به زور جدا کرد و گفت: نفس بکش نگران نباش جایی نمیرم(خنده ی شیطون)
ا.ت: یعنی دیگه باهاش نیستی درسته؟
هیونجین سرشو تکون میده: آره بهت قول میدم من به طور رسمی مال شمام😉
میخندی بعد از چند روز واقعا طولانی و دردناک واقعا از ته دلت به حرفش میخندی
سعی میکنه باهات شوخی کنه تا حالتو بهتر کنه: و اینم بگم که تبریک میگم اولین بوسه ی منو مال خودت کردی ... عشقم
با اون کلمه ی آخر قلبت لرزید حس میکردی داری خواب میبینی
خودتو ول میکنی تو بغلش و چیزی نمیگی فقط گریه میکنی که باعث میشه اونم گریه اش بگیره میگه: چرا حرفی نمیزنی احساس بدی دارم تا اینجا فقط چند کلمه حرف زدی😅
ا.ت: ببخشید نمیدونم چی باید بگم، اصلا چرا منو دوست داری؟
هیونجین: نمیدونم ا.ت واسه دوست داشتنم دلیلی ندارم ولی فقط میدونم عاشقتم آدم واسه دوست داشتن دلیلی میخواد؟ تو دلیلی داشتی که اونجوری پشت در بخاطرم گریه میکردی؟
خشکت میزنه: تو از کجا میدونی؟ من اونشب...
هیونجین: خب پشت در بودم
صورتت از خجالت قرمز میشه و صورتتو میکنی تو گردنش و هیون خندش میگیره و میگه: خیلی کیوتی وقتی خجالت میکشی، آه قلبم الان وامیسته
ا.ت: هیونجینا!
نگران برمیگرده نگات میکنه و فکر میکنه میخوای چیزجدی بگی یا اینکه چیزی شده : جونم؟ چیشد؟
ا.ت: عاشقتم
هیون ذوق میکنه و میگه: منم عاشقتم (موهاتو بهم میریزه و بو میکنه)
بعد از یه ساعت حرفای عاشقانه زدن و یه دور دیگه بوسه هیون میخواد بلند بشه بره تا مزاحمت نشه و بخوابی که دستشو میکشی و میگی: کجا میری؟
برمیگرده سمتت و لبخند قشنگی میزنه و میگه: دارم میرم اتاقم که بخوابم گفتم شاید خوابت میاد و روت نمیشه بگی که برم
میگی: نه نرو خواهش میکنم نرو
هیونجین: باشه باشه نمیرم ولی راحتی که باهام بخوابی؟🤭
سرتو تکون میدی (آره)
میاد کنارت دراز میکشه و محکم بغلت میکنه و میچسبونتت به خودش و میگه: ببین ا.ت بزار یه چیزی بهت بگم، از من خجالت نکش میدونم طبیعیه و هنوز راحت نیستی باهام ولی سعی کن هرچی زودتر باهام راحت بشی چون من بیشتر از اون چیزی که تصور کنی عاشقتم
مکثی میکنه و میخنده: راستی بنظرت چجوری فردا به اعضا بگم؟ اصلا میخوای بهشون بگیم؟
ا.ت: نه نگو بهشون
هیونجین: باشه ولی نمیشه فقط به فلیکس بگم؟
ا.ت: باشه ولی فقط به فلیکس و بهش تاکید کن هنوز به کسی نگه
منتظر پارت بعد باشید
نمیزاری حرفشو تموم کنه و صورتشو با دوتا دستات میگیری و لباشو میبوسی، از خوشحالی اشک میریختی و با ولع لباشو میبوسیدی اون اولش خشکش زد ولی بعدش همراهی کرد و ادامهش داد و وقتی جفتتون نفس کم آوردید تو رو به زور جدا کرد و گفت: نفس بکش نگران نباش جایی نمیرم(خنده ی شیطون)
ا.ت: یعنی دیگه باهاش نیستی درسته؟
هیونجین سرشو تکون میده: آره بهت قول میدم من به طور رسمی مال شمام😉
میخندی بعد از چند روز واقعا طولانی و دردناک واقعا از ته دلت به حرفش میخندی
سعی میکنه باهات شوخی کنه تا حالتو بهتر کنه: و اینم بگم که تبریک میگم اولین بوسه ی منو مال خودت کردی ... عشقم
با اون کلمه ی آخر قلبت لرزید حس میکردی داری خواب میبینی
خودتو ول میکنی تو بغلش و چیزی نمیگی فقط گریه میکنی که باعث میشه اونم گریه اش بگیره میگه: چرا حرفی نمیزنی احساس بدی دارم تا اینجا فقط چند کلمه حرف زدی😅
ا.ت: ببخشید نمیدونم چی باید بگم، اصلا چرا منو دوست داری؟
هیونجین: نمیدونم ا.ت واسه دوست داشتنم دلیلی ندارم ولی فقط میدونم عاشقتم آدم واسه دوست داشتن دلیلی میخواد؟ تو دلیلی داشتی که اونجوری پشت در بخاطرم گریه میکردی؟
خشکت میزنه: تو از کجا میدونی؟ من اونشب...
هیونجین: خب پشت در بودم
صورتت از خجالت قرمز میشه و صورتتو میکنی تو گردنش و هیون خندش میگیره و میگه: خیلی کیوتی وقتی خجالت میکشی، آه قلبم الان وامیسته
ا.ت: هیونجینا!
نگران برمیگرده نگات میکنه و فکر میکنه میخوای چیزجدی بگی یا اینکه چیزی شده : جونم؟ چیشد؟
ا.ت: عاشقتم
هیون ذوق میکنه و میگه: منم عاشقتم (موهاتو بهم میریزه و بو میکنه)
بعد از یه ساعت حرفای عاشقانه زدن و یه دور دیگه بوسه هیون میخواد بلند بشه بره تا مزاحمت نشه و بخوابی که دستشو میکشی و میگی: کجا میری؟
برمیگرده سمتت و لبخند قشنگی میزنه و میگه: دارم میرم اتاقم که بخوابم گفتم شاید خوابت میاد و روت نمیشه بگی که برم
میگی: نه نرو خواهش میکنم نرو
هیونجین: باشه باشه نمیرم ولی راحتی که باهام بخوابی؟🤭
سرتو تکون میدی (آره)
میاد کنارت دراز میکشه و محکم بغلت میکنه و میچسبونتت به خودش و میگه: ببین ا.ت بزار یه چیزی بهت بگم، از من خجالت نکش میدونم طبیعیه و هنوز راحت نیستی باهام ولی سعی کن هرچی زودتر باهام راحت بشی چون من بیشتر از اون چیزی که تصور کنی عاشقتم
مکثی میکنه و میخنده: راستی بنظرت چجوری فردا به اعضا بگم؟ اصلا میخوای بهشون بگیم؟
ا.ت: نه نگو بهشون
هیونجین: باشه ولی نمیشه فقط به فلیکس بگم؟
ا.ت: باشه ولی فقط به فلیکس و بهش تاکید کن هنوز به کسی نگه
منتظر پارت بعد باشید
- ۹۹
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط