{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو دختر ذهن خوان

سناریو دختر ذهن خوان
پارت ۵
ادامه: گلوله به سمت چپ سر ایان شلیک شده بود.
یعنی ایان با دست چپ شلیک کرده؟ چرا یک فرد دست راست باید با دست چپ شلیک کنه؟ حتی اگه دلیل اصلی نباشه با عقل جور در نمیاد.
چون که جسد تازه پیدا شده بود دانشگاه برای چند روز تعطیل شد همه داشتن میرفتن که انا دید یکی از پلیس ها به داخل دفتر مدیر رفت.
هانا هم که می‌خواست بره انا رو دید و گفت
هانا: انا بیا بریم.
انا: تو برو ....منم میام یه کاری رو باید انجام بدم.
هانا: باشه. فقط زود برگرد.
بعد از اینکه هانا رفت مثل بقیه دانشجو ها انا گوشش رو روی در گذاشت تا بتونه متوجه حرف های اون بشه.
پلیس: مدیر ما این نامه رو کنار جسد پیدا کردیم انگار خودکشی کرده ولی....بذارید درمورد این موضوع تحقیق کنیم.
مدیر که صورت جدی داشت و همیشه وقتی با اون ملاقات می‌کرد حس عجیبی به اون میداد، مطمئن بود که برای پلیس هم همین حس رو داشت.
پایان
دیدگاه ها (۰)

سناریو نوری در تاریکیپارت ۱۰بعد اینکه ایزاوا درسش رو داد گفت...

الان درست شد😁bakugoa

سناریو دختر ذهن خوانپارت ۴انا:هانا......دیگه دارم ار دستت دی...

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارمویو نویسنده:هانا و سانزو‌ مثل دوتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط