دنیای من انگار شکوفا شدنی نیست
دنیایِ من انگار شکوفا شدنی نیست
هستی ولی انگار دلم واشدنی نیست
باید بزنم دار، همه قافیه ها را
حالا که غمم در غزلم جا شدنی نیست
شبگردی و رُخ زردی و تن لرزه و آشوب
چشمانِ پراز غصه که حاشا شدنی نیست
شب گریه ی یک مرد که ویران شده از عشق
شیداییِ محضی است که معنا شدنی نیست
امروز که محتاجترینیم به آسودگیِ عشق
کو عشق؟!!! به والله که پیدا شدنی نیست
هستی ولی انگار دلم واشدنی نیست
باید بزنم دار، همه قافیه ها را
حالا که غمم در غزلم جا شدنی نیست
شبگردی و رُخ زردی و تن لرزه و آشوب
چشمانِ پراز غصه که حاشا شدنی نیست
شب گریه ی یک مرد که ویران شده از عشق
شیداییِ محضی است که معنا شدنی نیست
امروز که محتاجترینیم به آسودگیِ عشق
کو عشق؟!!! به والله که پیدا شدنی نیست
- ۳.۶k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط