{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: مادر

گفتم: مادر
گفت: جانم
گفتم: درد دارم
گفت: به جانم
گفتم: گرسنه ام
گفت: بخور از سهم نانم
گفتم: کجا بخوابم
گفت: روی چشمانم
گفتم: لیوان چای برگشت روی فرش .
گفت: ای خدا ذلیلت کنه بیشعور الاغ، بمیری راحت شم !
دیدگاه ها (۸)

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)دستام رو گذاشتم رو میز و...

P⁴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط