{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درونِ آتش دوزخ نسوزد آن نوكر،

درونِ آتش دوزخ نسوزد آن نوكر،
كه روي سينه ز داغِ تو يادگار كشيد...

درود بر پدرم كز همان طُفولیتم ،
براي روضه ات از من هميشه كار كشيد...

براي آنكه منم عاقبت بخير شوم ،
مرا به دست تو داد و خودش كنار كشيد...

فراق ِ كرب و بلايت خودش مرا كُشته ،
به رويِ كشته نبايد كه ذوالفقار كشيد...

خدا كُنَد كه منم اربعين حرم باشم ،
چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد؟!...


****** ****** ****** ****** ****** ******

"گشتم خراب ِ تو،که تو از نو بسازي ام ،
اصلاً بيا مرا بزنم من كه راضي ام...
پيش تو هستم و سرمن گرم ِتو نشد ،
من را ببخش... پيش ِ تو دنبالِ بازي ام..."
دیدگاه ها (۸)

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،در   فراق گنبد...

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند ،یک موج و یک تلاطم یم آفریده‌ا...

"سلام بابای مهربونم" می دونی الان چه حالی دارم؟ می دونی الان...

بازهم جـــمــعه گذشت وخبرازیارنشد, به کـجـا شـکــوه برم موعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط