درونِ آتش دوزخ نسوزد آن نوكر،
درونِ آتش دوزخ نسوزد آن نوكر،
كه روي سينه ز داغِ تو يادگار كشيد...
درود بر پدرم كز همان طُفولیتم ،
براي روضه ات از من هميشه كار كشيد...
براي آنكه منم عاقبت بخير شوم ،
مرا به دست تو داد و خودش كنار كشيد...
فراق ِ كرب و بلايت خودش مرا كُشته ،
به رويِ كشته نبايد كه ذوالفقار كشيد...
خدا كُنَد كه منم اربعين حرم باشم ،
چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد؟!...
****** ****** ****** ****** ****** ******
"گشتم خراب ِ تو،که تو از نو بسازي ام ،
اصلاً بيا مرا بزنم من كه راضي ام...
پيش تو هستم و سرمن گرم ِتو نشد ،
من را ببخش... پيش ِ تو دنبالِ بازي ام..."
كه روي سينه ز داغِ تو يادگار كشيد...
درود بر پدرم كز همان طُفولیتم ،
براي روضه ات از من هميشه كار كشيد...
براي آنكه منم عاقبت بخير شوم ،
مرا به دست تو داد و خودش كنار كشيد...
فراق ِ كرب و بلايت خودش مرا كُشته ،
به رويِ كشته نبايد كه ذوالفقار كشيد...
خدا كُنَد كه منم اربعين حرم باشم ،
چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد؟!...
****** ****** ****** ****** ****** ******
"گشتم خراب ِ تو،که تو از نو بسازي ام ،
اصلاً بيا مرا بزنم من كه راضي ام...
پيش تو هستم و سرمن گرم ِتو نشد ،
من را ببخش... پيش ِ تو دنبالِ بازي ام..."
- ۴۹۸
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط