شد فصل بهار شدم از غصه هلاک

شد فصل بهار شدم از غصه هلاک ،
دارم جیگری کباب وچشمی نمناک،
گل هاهمه سرز خاک بیرون کردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک ...
برای شادی روح پسرعموم صلوات
دیدگاه ها (۳۴)

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

خوشکلم

تقدیم به شما ها عیدتون مبارک روزگارتون خوب وخوش

ﻫﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ...ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟؟ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩﻡ ﻧ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۰۳ گناه بود.دست رو قلبم گذاشت...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۹۱ فصل ۳ )لرزون دستش رو گرفتم و با بغض...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۰۵ و تند بازومو از دستش کشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط