{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۴


ویو کوک


وقتی ا / ت داشت اونجوری بدنمو اسکن میکرد تصمیم گرفتم بگم

کوک : نگا کردنت تموم شد

هول شده بود جوری که انگار حواسش نبود داشته بدنمو برانداز می کرده

با جوابی که بهم داد زدم زیره خنده

لپاش سرخ شده بود مثله لبو جوری که دوست داشتم گازشون بگیرم



ویو ا / ت



همونطوری سَرَم پایین بود که با انگشتاش از چونه ام گرفتو سرمو بالا آورد نمی‌دونم چرا ولی تپشه قلب گرفتم .

کوک : از من خجالت میکشی ؟

ا / ت : .......

کوک : همم؟

ا / ت : خب میدونی .........

حرفم با برخورده چشمم به بازوش نصفه موند


ا / ت : راستی بازوت چطوره ؟ ( نگران )

کوک : بهتره

ا / ت : ببخشید که بخاطره من اینجوری شدی

کوک : اشکال نداره
......

کوک : ولی ..... جوابمو ندادی ... از من می‌ترسی ؟


ا / ت : خب اولش اره ولی الان یجورایی پیشت احساسه ارامشو امنیت دارم .


با جوابی که بهم داد دلم هُری ریخت . یعنی اون هم به من حس داره؟

اومدم که بهش حسمو بگم که با باز شدن در نصفه موند حرفم ..‌.....


خدمتکار : قربان صبحانه حاضره بفرمایید

کوک : بیا بریم صبحونه بخوریم بعدا با هم حرف می‌زنیم .

ا / ت : باشه ( چه حرف گوش کن شدی تو )




ادامه در پارته ۱۵
دیدگاه ها (۵)

پارت 15رفتیم سره میزه صبحونه .......وقتی داشتیم صبحونه می‌خو...

سلام سلام اینم این سه پارت تقدیمه نگاهتون 🤍💚 فردا هم دو پارت...

پارت ۱۳ ویو ا / ت داشتم موهام رو جلو آینه با سشوار خشک میکرد...

سلام دوستان عزیز عیدتون خیلیییی مبارک باشه . امیدوارم ساله خ...

**پارت ۸ ** ویو ا / ت خشکم زده بود . آخه چرا ؟ چرا باید اون ...

**پارت9**کوک : چرا غذاتو نمیخوری؟ ا / ت : .......کوک : جوابه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط