{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر : میشـه بمونی؟

پسر : میشـه بمونی؟
دختـر: ما که قبلا حرفامونو زدیم.دیگه شروع نکن...
پسر:باشه ولی من دوسـِت دارم... :)
دختر: منم دوسِـت دارم :)
پسر: پس این کارا برا چیه؟
دختر: خبـ من که میگم نمیشـه
پسر:خبـ اخه... خیلی خب باشه مواظب خودت باش...
دختر: باشه کاری نداری؟
پسـر: ....
دختر: الو
پسر: جانم بـگو
دختـر: میگم حرفی نداری؟
پـسر: نه تو خواسـته ای نداری از من؟
دختر:اِم چرا... اگه یه روز خواستـی منو ببیـنی برام گل رز ابـی میاری؟
پســر: چرا که نه؟
دختر:ممنون
پسر: خداحافظت عشقـم...
دختر : نه یه دقه صبر کن
ولی پسر قطع کرد و نشنید :)
و دختـر اشک از چشماش سرازیر شـد...
بعد از چند ماه دختر بخاطر سرطانی که داشت مُرد
اما قبل از مرگش نامه ای برا پسر نوشته بود:
سلام امیدوارم که ازم دلخور نباشی خب ببین من نمیخواستم واسه مشکلی که داشتم شریک ناراحتیاش باشی . تو ...
تو اون روز گوشیو خیلی زود قطع کردی و من نتونستم بهـت بگم که دوسِت دارم:)
راستی یه روز با گل های رز ابی که قولشو داده بودی بیا سراقم...
بیا سره قبرم... بیا پیشم...
ولی دختر نمیدونست که پسر بعد از خداحافظیشون،
خود کشی کرده بود...
دیدگاه ها (۹)

عوض من مراقبش باش لطفا:)

چه حالی میده

@Fazdep

.

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

تو این دنیا غریب تر از صاحب الزمان نیست .حواست هست که باید د...

ایده مانگا!

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط