{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانم

می دانم
می دانم که یک روز
اویی که باید می آید
اما
ترسم از این است
آنقدر این آمدن طول بکشد
که وقت رفتن
من باشد

#محمد_اعظمی
دیدگاه ها (۳)

این انصاف نیست...این انصاف نیست که ملال چشم هایم را گریه کرد...

با کلمه‌ی سرنوشت موافق نیستم .پس اجازه بدهید این کلمه‌ی واقع...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آر...

دلمیک ترانه ی غمگین خارجی می خواهد!با زبانی که نمی فهمم چیست...

از آن آسمان و از این زمین می ترسمو از پل صراط پر خطر می ترسم...

‏🐺[23:30 به وقت نیویورک]هوانگ هیونجین، این سلفی توی تخت چیه؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط