{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و سخت ترین جای داستان ما

و سخت ترین جایِ داستانِ ما
آنجایی بود؛
که دردهایمان را
دانه دانه برایِ دیگرانِ بی دردی گفتیم
که آنها با لبخند
برایِ بارِ هزارم به ما نگاه کنند و
بگویند:
درست میشود...
فقط ندانستیم آن درستی که میگویند
چرا با ما سرِ ناسازگاری دارد و هی نمیشَود.
دیدگاه ها (۲)

با خنده هایتان دیگران را نیزبه شادی دچار کنیدبگذارید این ویر...

"غیرت" یعنی ...نگذاری "عشق" مورد "علاقه ات" هرگ...

چـہ ساده بـودم کـہ گـمان میکـردم بــہ دورم مـے گـردنـد کــسا...

یک زن فقط سایه سر نمیخواهدهمراه میخواهداحترام نمیخواهدحرمت م...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

📌چند خطای تحلیلی ما اصلاح شد؟ 🔺یادتان هست چند کتاب و یادداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط