{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و سخت ترین جایِ داستانِ ما

و سخت ترین جایِ داستانِ ما
آنجایی بود؛
که دردهایمان را
دانه دانه برایِ دیگرانِ بی دردی گفتیم
که آنها با لبخند
برایِ بارِ هزارم به ما نگاه کنند و
بگویند:
درست میشود...
فقط ندانستیم آن درستی که میگویند
چرا با ما سرِ ناسازگاری دارد و هی نمیشَود.
دیدگاه ها (۲)

با خنده هایتان دیگران را نیزبه شادی دچار کنیدبگذارید این ویر...

"غیرت" یعنی ...نگذاری "عشق" مورد "علاقه ات" هرگ...

چـہ ساده بـودم کـہ گـمان میکـردم بــہ دورم مـے گـردنـد کــسا...

یک زن فقط سایه سر نمیخواهدهمراه میخواهداحترام نمیخواهدحرمت م...

پارت اولسالیان سال قبل، جایی که کشور ها با صلح و ارامش کنار ...

پارت ۱۳- *نگاهش را تا چویا دنبال می‌کنم* @ زیر دست جدید پیدا...

پارت ۱۳کلی توضیح برای ایتاچی که جیرایا و سوناده در واقع کی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط