{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسمم را گفتم

اسمم را گفتم
مرا نشناخت
عینکم را برداشتم
مرا نشناخت
حالا مطمئنم
اگر پوست صورتم را هم کنار بزنم
باز مرا نخواهد شناخت
او دیگر عوض شده است
و چشم هایش
مال خودش نیست
پاهای شخصی گناهکار
او را در خیابان می گرداند...✔
دیدگاه ها (۱)

آشنا‌ها می‌آیندبا تو آشنا می‌‌شونددستت را به دوستی می‌‌فشارن...

ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮ ﻣﻌﻤﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﺖﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯿ...

امروز دیگه نسبت به تو حسی ندارم،بخوای میگم دوست دارم، اما ند...

امروز هم به سر آمد و باز نیامدی! و چه بی خیال از کنار خیال ه...

وقتی حسودی میکنه P²وقتی رسیدیم زود تر از من پیاده شد وارد خو...

#بے_صبرانـہ_منتظرتماسم من تهیونگه ...سومین شاهزاده کشور ۲۰ س...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط