{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*¹⁵

رفتم و سوار تاکسی شدم و رسیدم خونه
ا.ت: مامان من اومدم
م: اومدی اصلا معلوم هست کجایی چرا اینقدر بهت میزنم جواب نمیدی
ا.ت:صدای گوشیم کم بود
م: خب کجا بودی
ا.ت: سرکار
پ: سرکار تا اینوقت شب
م: مگه اخراج نشده بودی
ا.ت: کار جدید پیدا کردم
پ: کجا
ا.ت: تو شرکت
پ: شرکت؟ چطور اینقدر زود استخدامت کردن
ا.ت: این هفته رو میرم اگه کارم خوب بود استخدامم میکنن
م: کدوم شرکت رئیسش کیه؟
ا.ت: جونگکوک
م: تو که گفتی بخاطر اونه که اخراج شدی حالا میگی که داری پیش خودش کار میکنی
ا.ت: خب اگهی شرکتشون تو روزنامه پیدا کردم و نمیدونستم رئیسش جونگکوکه اما چاره چیه باید تحمل کنم
م: شام چی میخوای درست کنم
ا.ت: من گرسنم نیست
پ: چرا چیزی نمیخوری
ا.ت: اونجا خوردم من برم بخوابم میخوام صبح زود بیدار شم
پ: باشه
رفتم تو اتاقم خیلی خوابم میومد لباسمو عوض کردم و رفتم رو تختم و چشمامو گذاشتم روهم یکم فک کردم یعنی الان جونگکوک و دیا هنوز تو شرکتن خیلی کنجکاو بودم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpary*¹⁶ زنگ زدم به میسومیسو: الو ا.تا.ت: سلام عزیزم...

fake kookpart*¹⁷صبح اماده شدم منتظر بودم میسو بیاد بوق بوقسر...

fake kook part*¹⁴ا.ت: الان میامرفتم تو اتاقشا.ت: من کجا بشین...

fake kookpart*¹³داشتیم باهم حرف میزدیم میخندیدیم که در باز ش...

عشق مافیا

عشق مافیا

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط