گمشدهام

گمشده‌ام؛
میانِ افکارم میانِ دوست داشتنت !
به جاده ای رسیده ام که نمی‌دانم چقدر از مقصد دور شده ام .
خودِ واقعی ام را پیدا نمیکنم؛ کجاست؟
سوال هایی درون مغزم مرور می‌شود؛
من که بودم؟ چه شدم؟
آنقدر برای تو تغییر کردم تا دوست داشته شوم که دیگر خوده واقعی ام را نمی‌شناسم !
تو ، قول نداده بودی بمانی ولی من هنوز امید داشتم به شنیدن کلمه‌ی "میمانم‌و‌دوستت‌خواهم‌داشت"
شاید من زیادی دیوانه بودم؟
همه کار کردم تا مقصر اصلی داستان مان من باشم
ولی همیشه تو بودی؛ تو بودی که نخواستی بمونم؛ تو بودی که فقط حرف میزدی..
خسته‌ام‌؛خسته‌از‌دوست‌داشنت‌
شایدروزی‌این‌روح‌جسم‌مرا‌ترک‌کند

غزل"



عکسش برعکسه ولی قشنگه اصکی نریا خودمم بچ
دیدگاه ها (۰)

چقدرسخته‌دوست‌داشتنِ‌کسی‌ازدور . .اینکه‌نتونی‌کسی‌ك‌دوسش‌دار...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو در یک روز...

#بِمیرم:)!خیلی‌چیزا‌درصت‌میشہـ‌ ‌:)!#بِمیرم:)!خیلیاتون،خوشحا...

ی تیغ...ی رگ...ی خون...ی جیغ و داد...ی امبولانص...ی خط صاف.....

دانشگاه وانیلی / فیک تهکوک پارت ۸ جونگ کوک : چند سال پیش . ی...

black flower(p,322)

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط