شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است
شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است ...
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام ...
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم ...
در عجبم از این کوچک نحیف
که چه به روزم آورده
وقتی تنگ می شود
میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم
وقتی می شکندچنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند ...
وقتی که میخواهد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف ...
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام ...
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم ...
در عجبم از این کوچک نحیف
که چه به روزم آورده
وقتی تنگ می شود
میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم
وقتی می شکندچنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند ...
وقتی که میخواهد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف ...
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
- ۲.۵k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط