{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است

شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است ...
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام ...
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم ...
در عجبم از این کوچک نحیف
که چه به روزم آورده
وقتی تنگ می شود
میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم
وقتی می شکندچنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند ...
وقتی که میخواهد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف ...
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱)

بلوغ زمانی استکه دیگر از مردم نمی پرسید چرا با من تماس نمیگی...

مردهایی که دلشان برای دختر بچه ها قنج می رود را یک جور خاص د...

گفتم:میدونی؟کاش زندگی عین یه نوار کاست بود ...گفت:نوار کاست؟...

هرگز زنت را تحقیر نڪن!چون بار بیمارے اش را سالها باید به دوش...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم(آنا)چند روز گذشته به همین روال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط