{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم

گفتم:
میدونی؟
کاش زندگی عین یه نوار کاست بود ...
گفت:
نوار کاست؟چطور مگه؟
گفتم:
چون اگه هر جاشو دوس داشتی،
میشد با یه خودکار برش گردونی عقب ...
گفت:
آخه مشکل اون‌جاست
اگه این کاستو برگردونیش عقب،
فقط قسمتای قشنگش نمیاد که ...
همه چیش برمیگرده عقب ...
دوباره باید بشینی ببینی برای لبخندی که الان میزنی،
قبلش چقد گریه کردی ...
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۷)

شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است ...مشت می...

بلوغ زمانی استکه دیگر از مردم نمی پرسید چرا با من تماس نمیگی...

هرگز زنت را تحقیر نڪن!چون بار بیمارے اش را سالها باید به دوش...

هیچ وقت یک "تشکر" خشک و خالی تحویل شنونده ات نده ...همیشه آن...

پارت چهارم:داستان از دیدگاه جیمین: بعد از نزدیک شدن یونگی و ...

#pain #P²¹یدفعه دستی روی شونه ام حس کردم برگشتم سمتش جیمین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط