{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار با صفای تو من زندگی کنم

بگذار با صفای تو من زندگی کنم
در گوشه ی صدای تو من زندگی کنم

پیش از تو بی بهانگی ام مثلِ مرگ بود
بگذار تا برای تو من زندگی کنم

من هر چه دیده ام،همه نیرنگ و رنگ و ننگ 
بگذار با وفای تو من زندگی کنم

پیش از تو،شوق زندگی از دست رفته بود
بگذار پا به پای تو من زندگی کنم

دنیایی از طراوت و دریایی از صفا
ای کاش در هوای تو من زندگی کنم

#سهیل_محمودی
دیدگاه ها (۷)

ای مترسک خوش باش!که درونِ قفس سینه ی تومحبسی نیست که زندان ش...

زنــــــــــدگی شـــــما دو روز بسیـار مهـــــم دارد. یڪی رو...

امـــــا تــــــــــو ،" هـــــیچ " بـودے و دیـــــدم هنوز ه...

گم گشته ی این شهر و دیارم تو کجایی؟ آرامی دل جز تو ندارم... ...

نمی‌دانم چطور شروع کنم، انگار کلمات در گلویم گره خورده‌اند، ...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

The Boss Savage part8دختر نگاه هیزش رو از سر تا پای مرد جذاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط