رئیس شورای دانش آموزی
رئیس شورای دانش آموزی
Part:1
تق تق ...تق تق
ا.ت:ها بله
م ا.ت:دختر بلند شو روز اول مدرسه دیرت شد بدو
ا.ت:چی
عین برق گرفته ها از جام بلند شدم ساعت ۷ وای ۷و نیم باید مدرسه باشم لعنتی رفتم موهامو شستم و اومدم خشکش کردم لباس فرممو پوشیدم چون میرفتم مدرسه یه تینت کم رنگ زدم و کیفمو برداشتم راستی من پارک ا.تم ۱۷ سالمه ما دیروز اساس کشی کردیم محله جدید پس مدرسه عوض شده و امروز اولین روز مدرسه جدیدم که همینطور که میبینید دیرم شده رفتم پایین
ا.ت:من رفتم
م ا.ت:وایسا صبحونه بخور بعد
ا.ت:آخه دیره
م ا.ت:اشکال نداره داداشت سر راه میرسونتت مگه نه
دوهیون:اوهوم
ا.ت:باشه
نشستم سر میز و بعد صبحونه از مامان خدافظی کردیم و رفتیم داداشم سر راهش منو رسوند
ا.ت:وای نه ۷و۵۵دیرم شد فعلا داداش
و بدون گرفتن جواب پیاده شدم رفتم داخل سالن که
جین:دیر کردی
ا.ت:ببخشید
جین:این با ببخشید حل نمیشه باید بری دفتر
ا.ت:چی نه لطفا امروز اولین روزمه من تازه انتقالی گرفتم
جین:این بدتر
ا.ت:اه لطفا ایندفه رو بگذر
جین:نمیشه
ا.ت:ایشش اصلا تو کی هستی ها چرا باید به تو گوش بدم گمشو بابا
جین:یاا درست حرف بزن دنبالم بیا دفتر
ا.ت:نوموخوام
جین:مگه دست خودته
ا.ت:اره
که از مچم گرفت و دنبال خودش کشید
ا.ت:هی عوضی ولم کن
جین:....
اهمیت نداد جلوی دفتر وایساد و در زد
جین:برو داخل
و رفت
ا.ت:ایشش عوضی
مدیر:بیا داخل
رفتم تو و
مدیر:سلام توام باید دانش آموز انتقالی باشی پارک ا.ت درسته
ا.ت:بله
مدیر:میبینم که دیر اومدی
ا.ت:بله ببخشید دیگه تکرار نمیشه
مدیر:نبایدم بشه چون روز اولته ولت میکنم کلاست الان شروع میشه برو آخر سالن سمت راست
ا.ت:ممنون
و رفتم بیرون لعنتی اون پسره کیه خود مدیر بهم رحم کرد ولی اون عوضی نه
ادامه دارد.....
لایک و کامنت فراموش نشه 💜💫
Part:1
تق تق ...تق تق
ا.ت:ها بله
م ا.ت:دختر بلند شو روز اول مدرسه دیرت شد بدو
ا.ت:چی
عین برق گرفته ها از جام بلند شدم ساعت ۷ وای ۷و نیم باید مدرسه باشم لعنتی رفتم موهامو شستم و اومدم خشکش کردم لباس فرممو پوشیدم چون میرفتم مدرسه یه تینت کم رنگ زدم و کیفمو برداشتم راستی من پارک ا.تم ۱۷ سالمه ما دیروز اساس کشی کردیم محله جدید پس مدرسه عوض شده و امروز اولین روز مدرسه جدیدم که همینطور که میبینید دیرم شده رفتم پایین
ا.ت:من رفتم
م ا.ت:وایسا صبحونه بخور بعد
ا.ت:آخه دیره
م ا.ت:اشکال نداره داداشت سر راه میرسونتت مگه نه
دوهیون:اوهوم
ا.ت:باشه
نشستم سر میز و بعد صبحونه از مامان خدافظی کردیم و رفتیم داداشم سر راهش منو رسوند
ا.ت:وای نه ۷و۵۵دیرم شد فعلا داداش
و بدون گرفتن جواب پیاده شدم رفتم داخل سالن که
جین:دیر کردی
ا.ت:ببخشید
جین:این با ببخشید حل نمیشه باید بری دفتر
ا.ت:چی نه لطفا امروز اولین روزمه من تازه انتقالی گرفتم
جین:این بدتر
ا.ت:اه لطفا ایندفه رو بگذر
جین:نمیشه
ا.ت:ایشش اصلا تو کی هستی ها چرا باید به تو گوش بدم گمشو بابا
جین:یاا درست حرف بزن دنبالم بیا دفتر
ا.ت:نوموخوام
جین:مگه دست خودته
ا.ت:اره
که از مچم گرفت و دنبال خودش کشید
ا.ت:هی عوضی ولم کن
جین:....
اهمیت نداد جلوی دفتر وایساد و در زد
جین:برو داخل
و رفت
ا.ت:ایشش عوضی
مدیر:بیا داخل
رفتم تو و
مدیر:سلام توام باید دانش آموز انتقالی باشی پارک ا.ت درسته
ا.ت:بله
مدیر:میبینم که دیر اومدی
ا.ت:بله ببخشید دیگه تکرار نمیشه
مدیر:نبایدم بشه چون روز اولته ولت میکنم کلاست الان شروع میشه برو آخر سالن سمت راست
ا.ت:ممنون
و رفتم بیرون لعنتی اون پسره کیه خود مدیر بهم رحم کرد ولی اون عوضی نه
ادامه دارد.....
لایک و کامنت فراموش نشه 💜💫
- ۳۵۳
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط