{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بوکسی

عشق بوکسی
پارت ۴
استاد هوانگ:سر گروه دفاع شخصی آقای بنگ چان هستن که خیلی کار درست هستن میتونه بده اونجا خوب بیا عزیزم
با دیدن ا_ت جا خوردم چرا میخواد دفاع شخصی یادبگیره اوم خب ولش
ا_ت:سلام من کیم سونگی هستم (😊🤗)
همه:سلام
استاد هوانگ:خب بچه ها برین سر تمریناتتون
ویو تو یکم بیشتر دقت کردم دیدم ای ان هست همون پسره که چند ماه پیش با سوبین دعوا گرفته بود
آی ان:سلام (دراز کردن دست)
ا_ت:سلام(دست دادن)
موفق باشی
آی ان:ممنون
رفتیم سر تمرین من چون تازه وارد بودم باید وامیستادم نگاه کنم تا شاید یکم یاد گرفتم یه پسره به اسم تهیون که اونم مثل من تازه وارد بود
تهیون:سلام من تهیون تازه واردم
ا_ت :سلام منم سونگی هستم منم همینطور🙂
ویو بنگ چان
دونفر تازه وارد داشتیم توی گروهمون یه دختر یه پسر رفتم
استاد هوانگ:اوو بنگ چان عوض جدید برات آوردم کیم سونگی
بنگ چان:او باشه رفته بودم سرویس بهداشتی الان میرم بهشون سلام کنم
استاد هوانگ:بنگ چان بیا این لیست دفاع شخصیه که باید از اینا آزمون بگیری چون این سونگی تازه وارد بهش زیاد سخت نگیره تا کم کم اماد ه بشه برای تمرینات سنگین نده تا یکم راه بیوفته
بنگ چان:چشم استاد(تعظیم کردم)
رفتم و پیش شاگردام تا امتحانا شروع کنم
بنگ چان:سلام بچه ها اونایی که تازه امدن من معلم دفاع شخسیتون هستم
ا_ت و تهیون:بله ممنون😊
ویو ای ان
رفتم به طرف کیسه بوکس مخصوص خودم رفتم دستکشامو بوشیدم نزدیکای ۱۱۵ تاضربه به کیسه بوکس زدم که با نگاه های سنگین کسی شدم بر گشتم نگاه کردم دیدم ا_ت هست که با تعجب بهم نگاه میکنه
آی ان:عا چیزی شده(نفس زدن)
ا_ت : نه چیزه فقط خیلی سوپرایز شدم فکر نمیکردم انقدر ماهر باشی تو کار بوکس
به سمتش رفت در حالی که داشتم دستکشامو در می اوردم.
.....
دیدگاه ها (۱)

عشق بوکسیپارت ۵ رفتم کنارش حولم پیش پاش بود دقیقا روبه روی ...

3 تا پارت گذاشتم نبینم حمایت نکنینلایک بع 19 برسه پارتای بع...

ببخشید یکم با تاخیر رمانمو گذاشتم سعی میکنم فعالیت داشته باش...

عشق بوکسیپارت ۳معلم:خب حالا یکی یکی خودتونو معرفی کنینبچه د...

سلام به همگی من سناریو نویس تازه هستم و قرار از استری کیذر ب...

فیک ددی من P:7ویو جنا به جنگکوک گفتم که میرم حاض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط